احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده

9

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )

مىفرمايد : « وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ . وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ » . « و نيست آن سخن كسى كه شعر مىگويد ، اندكى از شما ايمان مىآوريد . و نيست گفتار كاهن و كسى كه از غيب و نهان خبر مىدهد . اندكى از شما پند مىگيريد » . ( سوره حاقه آيات 41 و 42 ) . اما خداوند متعال - در پاسخ دشمنان - شاعرى را دون‌شان پيامبر ( ص ) دانسته و شعر را شايستهء او نمىداند و مىفرمايد : « وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ » 4379845 خ 0 3 خ يعنى : « ما به او - محمد ( ص ) - شعر نياموختيم و نه شاعرى در خور مقام اوست » . شيخ عطار در مصيبت نامه بدين مطلب اشاره كرده است : چون جهودان ساحرش مىخواندند * بت پرستان شاعرش مىخواندند حق تعالى گفت اين بس ظاهر است * كو به حق نه ساحر و نه شاعر است شاعرى در منصب پيغمبرى * همچو حجّامى است در اسكندرى برخى از محققان چنين تصور كرده‌اند كه اسلام با شعر و شاعرى نظر مساعدى ندارد ، در حالى كه اين پندار سخت خطاست ؛ زيرا آيات « 224 تا 227 » سوره شعراء ناظر به احوال آن دسته از شاعران جاهلى است كه عليه قرآن و رسول مكرم ( ص ) شعر مىسرودند و چون طبع بشر كلام موزون را بيشتر مىپسندد ، مشركان و كافران اين اشعار را حفظ كرده ، در كوچه و بازار مىخواندند و آزردگى خاطر شريف پيامبر اسلام و ساير مؤمنان را فراهم مىكردند . بنا به شهادت تاريخ ، شاعران متعهد و حقگو كه اشعارشان در زمينه توحيد و بيان حقيقت و ساير فضايل و كمالات انسانى است ، هميشه مورد تأييد و حمايت پيامبر بزرگوار ( ص ) و ائمهء اطهار عليهم السلام بوده‌اند . رسول خدا ( ص ) فرمود : « انّ من الشعر حكمة » . يعنى : « بعضى از اشعار حكمت است » و حكمت را در جاى ديگر گمشده مؤمن دانسته و فرموده است : « الحكمة ضالّة المؤمن » ( اللمع ، چاپ ليدن ، ص 283 ) . و در تأييد اين كه شعر حكمت آميز مورد قبول پيامبر بوده است اينكه وقتى لبيد قصيده‌اى به مطلع زير برخواند : الا كلّ شيئىء ما خلا اللّه باطل * و كلّ نعيم لا محالة زائل رسول خدا فرمود : « اصدق كلمة قالت العرب » ( راست‌ترين سخنى است كه